تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان دمی با من باش و آدرس parmis1215.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
سلام
چند وقت نتونستم به وبلاگ سر بزنم
اما اگه شد بازم مثل سابق فعالیت میکنم
به حق بارون رحمت خدا که داره چند وقته رو سرمون می باره براتون خوبیو خوشی آرزو میکنم
شاد باشین
یه روزایی میاد تو زندگیت که هر لحظه ش برات مثل هزار سال میگذره
انقدر دلت میگیره
انقدر بغض میکنی که فقط یه شونه میخوای تا هق هق بزنی زیر گریه
خدا جونم خیلی تنهام
فقط خودتو میخوام
امشب بیا پیشم
دلم برا شونه هات تنگ شده
دلم فقط تو رو میخواد
لبخندتو
لبخندتو
خسته شدم از نامهربونی روزگار
دلم تحمل این همه دردو نداره
داره وایمیسته
کاش متوقف بشه
کاش
کاش
...
دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام
دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست
آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست
از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم میمیرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم
...
شیشه ای میشکند
یک نفر میپرسد که چرا شیشه شکست؟ یک نفر میگوید: شاید این رفع بلاست دیگری میپرسد شیشه پنجره را باد شکست؟ دل من سخت شکست هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید از خودم میپرسم" ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.
این روزها
دلم اصرار دارد فریاد بزند!
اما من جلوی دهانش را میگیرم
وقتی میدانمکسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!
این روزها
من
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام!
تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود
کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد
هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت
کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست
با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت
کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان
داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت
کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود
کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت
در من ترانه های قشنگی نشسته اند
انگار از نشستن ِ بیهوده خسته اند
انگا ر سالهای زیادی ست بی جهت
امید خود به این دل ِ دیوانه بسته اند
ازشور و مستی ِ پدران ِ گذ شته مان
حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...
حال دنیا را چو پرسیدم، من از فرزانه ای
گفت یا باد است، یا خواب است یا افسانه ای
گفتم آنها را چه می گویی، که دل بر او نهند
گفت یا مستند، یا کورند، یا دیوانه ای
گفتم از احوال عمرم گو که بازم، عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای
در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور
حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور
گردش چرخ نگردد به مراد دل کس
غم بی مهری آن مردم بی عار مخور
خانه ی دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است
ودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی
وترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور
واز او می پرسی
خانه ی دوست کجاست؟
سلام ای چشم بارانی ! پناهم می دهی امشب ؟
سوالم را که می دانی ! پناهم می دهی امشب ؟
.
منم آن آشنای سالیان گریه و لبخند
و امشب رو به ویرانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان
در آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
دل و دین در کف یغما و من تنها و من تنها…
در این هنگام رو حانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
به ظلمت رهسپار نور و از میراث هستی دور
در آن اسرار پنهانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
رها از همت بودن ، رها از بال و پر سودن
رها از حد انسانی ، پناهم می دهی امشب ؟
.
نگاهت آشنا با دل ، کلامت گرمی محفل
تو از چشمم چه می خوانی ؟ پناهم می دهی امشب ؟
با توام ، با توخــــــــدا..
یک کمی معجزه کن
چند تا دوست برایم بفرست...
پاکتی از کلمه
جعبه ای از لبخند...
نامه ای هم بفرست
کوچه های دل من باز خلوت شده است...
قبل از اینکه برسم
دوستــی را بردند
یک نفر گفت به من: باز دیر آمده ای .... دوست قسمت شده است
با توام با تو خدا ....
یک دل قلابی ...
یک دل خیلی بد... چقدر می ارزد؟ ....
من که هرجا رفتم جار زدم : شده این قلب حراج ... بدوید... یک دل مجانی
قیمتش یک لبخند.... به همین ارزانــــی
هیچ وقت اما... هیچ کس قلب مرا قرض نکرد...
هیچ کس دل نخرید...
با توام... با تو؛ خـــــدا...
پس بیا... این دل من ... مال خودت...
من که دیگر رفتم اما...
ببر این دل را...
دنبال خودت
ديگر ناراحت نيستم ،
دلم تنگ نيست ،
تنها نيستم
كسي چي ميداند
شايد دعاهايم مستجاب شده اند
و راضي به رضاي خـــــــدا شده ام
اي كدامين شب!
يك نفس بگشاي
جنگل انبوه مژگان سياهت را!
تا بلغزد بر بلور بركه چشم كبود تو
پيكر مهتابگون دختري،كز دور
با نگاه خويش مي جويد
بوسه شيرين روزي آفتابي را
از نوازش هاي گرم دستهاي من.
دختري نيلوفرين،شبرنگ،مهتابي
مي تپد بي تاب در خواب هوسناك اميد خويش.
پاي تا سر يك هوس: آغوش.
و تنش لغزان و خواهشبار، مي جويد
چون مه پيچيان به روي دره هاي خواب آلود سپيده دم،
بسترم را.
تا بلغزد از طلب سرشار
همچو موج بوسه مهتاب
روي گندمزار.
تا بنوشد در نوازش هاي گرم دستهاي من
شبنم يك عشق وحشي را.
اي كدامين شب!
يك نفس بگشاي مژگان سياهت را!
چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.
چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.
چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.
چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.
چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.
چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………
می نویسم خاطرات با اشک و آه
در شبی غمگین و تاریک وسیاه
می نویسم خاطرات از روی درد
تا بدانی دوریت با من چه کرد
گاهی گمان نمیکنی و میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی هزار دوره دعا بی استجابت است
گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود…
قلب دیوونه ی من
هنوزم دوسِت داره
همدم گریه ی من
شب و این در و دیواره
وای از تنهایی
شاید
دیگه از یادت رفتم
دارم از پا می افتم
ولی باز قلب من آروم نمیشه
تنها
غم تو باز دوباره
تو دلم پا میذاره
تو که رفتی اون می مونه همیشه
هر کی می بینه منو
میگه از دنیا سیره
تقصیر چشم تو بود
دل من بی تقصیره
وای از تنهایی
خسته ی خسته منم
دیگه طاقت ندارم
کاش بدونی عزیزم
هنوزم دوست دارم
تو واسه من دنیایی
...
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 36
بازدید هفته : 113
بازدید ماه : 98
بازدید کل : 187098
تعداد مطالب : 261
تعداد نظرات : 69
تعداد آنلاین : 1
دانلود آهنگ